تاریخ صنعت فولاد مدرن در اواخر ۱۸۵۰s آغاز شد؛ فولاد به اصلی ترین اقتصاد صنعتی جهان تبدیل شده است. این مقاله فقط به منظور رسیدگی به کسب و کار، ابعاد اقتصادی و اجتماعی از صنعت، از تولید بخش عمده ای از فولاد به عنوان یک نتیجه از شروع هنری بسمر توسعه است از مبدل بسمر ، در سال ۱۸۵۷٫ پیش از این، فولاد بسیار گران قیمت برای تولید بود ، و فقط در موارد کوچک و گران قیمت مانند چاقو ، شمشیر و زره پوش استفاده می شود.

فناوری فولاد

از زمان ماقبل تاریخ از طریق ایجاد کوره انفجار ، آهن از سنگ آهن به عنوان آهن فرفورژه ، ۹۹.۸۲ – ۱۰۰ درصد آهن تولید می شد ، و فرآیند ساخت فولاد شامل افزودن کربن به آهن است. معرفی کوره انفجار این مشکل را برعکس کرد. یک کوره انفجار آهن خوک تولید می کند – آلیاژ تقریبا ۹۰ درصد آهن و ۱۰ درصد کربن است.

پیش از سال ۱۸۶۰ ، فولاد محصولی گران قیمت بود که تولیدات کمی داشت و بیشتر برای شمشیر‌‌‌ها ، ابزار و کارد و چنگال استفاده می‌شد. تمام سازه های فلزی بزرگ از فرفورژه یا چدن ساخته شده بودند . فولادسازی در مرکز شهر شفیلد و میدلزبورو ، انگلیس قرار داشت که بازارهای اروپا و آمریکا را تأمین می کرد. معرفی فولاد ارزان قیمت در انگلستان یکی از بزرگ ترین تغییراتی بود که در این کشور اتفاق افتاد. در فرآیند بسمر (Bessemer) ، آهن خوک مذاب با دمیدن هوا پس از خارج شدن از کوره ، به فولاد تبدیل می شود. انفجار هوا کربن و سیلیکون را از آهن خوک سوزانده و گرما را آزاد کرده و باعث بالا رفتن دمای فلز مذاب می شود.‌هنری بسمر این فرآیند را در سال ۱۸۵۶ نشان داد و تا سال ۱۷۶۴ باعث موفقیت های بسیاری شد. در سال ۱۸۷۰ از فولاد بسمر به طور گسترده ای در صنایع کشتی ساز و ساخت صفحه کشتی استفاده شد. تا دهه ۱۸۵۰ به دلیل سرعت ترافیک و وزن در راه آهن از فرفورژه استفاده میشد اما پس از کشف بسمر. راه حل روی آوردن به ریل های فولادی بود که فرآیند بسمر از نظر قیمت رقابتی شد. تجربه استفاده از فولاد به سرعت ثابت کرد ، فولاد از مقاومت و دوام بسیار بیشتری برخوردار است و می تواند وزن موتور ها و اتومبیل های سنگین و سریع تری را تحمل کند.

پس از سال ۱۸۹۰ روند بسمر به تدریج توسط فولاد سازی با آهن خام انجام شد و در اواسط قرن بیستم دیگر مورد استفاده قرار نگرفت. روند دیگری در دهه ۱۸۶۰ در آلمان و فرانسه گسترش یافت. فرآیند معمول آهن ، سنگ معدن و قراضه استفاده می كرد و به عنوان فرآیند زیمنس مارتین شناخته می شد. فرآیند آن امکان کنترل دقیق تر روی ترکیب فولاد را فراهم می آورد. همچنین ، مقدار قابل توجهی از هزینه های ساخت را پایین می‌آورد. این فرآیند ساخت فولاد ، آلیاژی با کیفیت بالا تا قرن بیستم مورد استفاده قرار می‌گرفت وی کی از مهم ترین فرآیند های ساخت فولاد بود. تا سال ۱۹۰۰ کوره قوس الکتریکی با فولاد سازی سازگار شد و تا دهه ۱۹۲۰ میلادی ، کاهش قیمت برق به آن اجازه داد تا فرآیند قابل عبور برای فولاد های ویژه را تحمل کند.

انگلیس

قرن نوزدهم

انگلیس با تعهد اولیه خود به معدن زغال سنگ ، نیرو بخار ، کارخانه های نساجی ، ماشین آلات ، راه آهن و کشتی سازی ، انقلاب صنعتی جهان را رهبری کرد . تقاضای انگلیس برای آهن و فولاد ، همراه با سرمایه کافی و کارآفرینان پرانرژی ، آن را به عنوان رهبر جهان در نیمه اول قرن نوزدهم درآورد. فولاد در طول انقلاب صنعتی انگلیس نقش اساسی داشت.

در سال ۱۸۷۵ ، بریتانیا ۴۷٪ از تولید جهانی آهن را به خود اختصاص داد ، یک سوم آن از ناحیه میدلزبورو و تقریبا ۴۰٪ این تولیدات را فولاد تشکیل میداد. ۴۰ درصد از تولید انگلیس به ایالات متحده صادر می شد که به سرعت زیرساخت های ریلی و صنعتی آمریکا را بنا کرد. دو دهه بعد در سال ۱۸۹۶ ، با این حال ، سهم انگلیس در تولید جهانی برای آهن به ۲۹٪ و برای فولاد ۲۲.۵٪ کاهش یافت و مقدار کمی به ایالات متحده ارسال می شد. انگلیس بازار آمریکا را از دست داده بود و این ضربه شدیدی به انگلیس وارد میکرد.

رشد تولید آهن خوک چشمگیر بود. انگلیس از ۱.۳ میلیون تن در سال ۱۸۴۰ به ۶.۷ میلیون در ۱۸۷۰ و ۱۰.۴ در سال ۱۹۱۳ در تولید آهن خوک رشد کرد. در همین حین ایالت متحده آمریکا تولید کم تری نسبت به انگلیس داشت اما با گذشت زمان میزان تولیدی این کشور در آهن خوک نسبت به انگلیس بیشتر شد. آمریکا از ۰.۳ میلیون تن در سال ۱۸۴۰ ، به ۱.۷ میلیون در ۱۸۷۰ و ۳۱.۵ میلیون در سال ۱۹۱۳ رسید. اما آلمان هم دست از کار نکشید و در این دوره آلمان از ۰.۲ میلیون تن در سال ۱۸۵۹ به ۱.۶ در ۱۸۷۱ و ۱۹.۳ در سال۱۹۱۳ رفت. فرانسه ، بلژیک ، اتریش مجارستان و روسیه با همکاری هم شروع به تولید آهن خوک کردند و به ارقام ۲.۲ میلیون تن در سال ۱۸۷۰ به ۱۴.۱ میلیون تن در سال ۱۹۱۳ دست یافتن. در آستانه جنگ جهانی دوم در طول جنگ ، تقاضای گلوله های توپخانه ای و سایر تجهیزات باعث ایجاد خروجی و تغییر جهت تولیدات در تامین نیاز های نظامی شد.

قرن بیستم

بلر در سال ۱۹۹۷ برای ارزیابی تأثیر مداخلات دولت در بازار اقتصاد انگلیس از زمان جنگ جهانی دوم را بررسی کرده و می گوید: (( کارآفرینی در دهه ۱۹۴۰ بسیار کم بود دولت نتوانست صنعت را ترغیب کند تا تولیدات خود را به روز کند. برای نسل ها ، صنعت از الگوی رشد زنجیره ای پیروی می کرد ، که در مقابل رقابت صنعتی که در جهان بود بسیار ناکارآمد بود. در سال ۱۹۴۶ اولین برنامه توسعه فولاد با هدف افزایش ظرفیت به اجرا درآمد.

در سال ۱۹۴۹ کشور انگلیس قانونی را برای تولید آهن و فولاد تصویب کرد که این قانون سبب ملی شدن صنعت تولید آهن و فولاد در این کشور شد. با این حال ، اما زمان زیادی از تنظیم این قانون نگذشته بود که توسط افراد محافظ کار در دولت انگلیس در دهه ۵۰ میلادی این قانون کنار گذاشته شد. در سال ۱۹۶۷ با توجه به حزب کارگران انگلیسی صنعت فولاد و آهن دوباره ملی شد.

اما در آن زمان بیست سال پس از گذشت لغو قانون ملی شدن تولیدات انگلیس در دهه ۵۰ سبب شد ، تا بسیاری از سرمایه گذاران و کارخانه داران کشور انگلیس را ترک کنند و به همین دلیل در سال ۱۹۶۷ انگلیس در صنعت تولید دچار مشکلات شدیدی شد. مشکلات دیگر در تولید آهن و فولاد داشتن کیفیت پایین ، استفاده از فن آوری منسوخ شده گذشته ، کنترل قیمت های دولت ، ذغال سنگ و هزینه های بالاتر نفت از اساسی ترین مشکلات انگلیس بود ، کمبود بودجه برای بهبود سرمایه و افزایش رقابت در بازار جهانی هم از یک سو به تولیدات داخلی انگلیس فشار می‌آورد.

تا دهه ۱۹۷۰ دولت کار انگلیس هدف خود را برای بالا نگه داشتن درصد اشتغال در صنعت داخلی کشور انگلیس تغییر داد . از آنجا که بریتانیا استیل بزرگ ترین و اصلی ترین تولید کننده در منطقه بود. بسیاری از کارخانه هایی را که با ضرر در این دوره کار می کردند با هزینه های خود سرپا نگه داشته بود. در دهه ۱۹۸۰ ، نخست وزیر محافظه کار مارگارت تاچر مجدداً BSC (مخفف کارخانه بریتانیا استیل) را به عنوان (British Steel)خصوصی سازی کرد.

استرالیا

در سال ۱۹۱۵ ، شرکت اختصاصی بروکن هیل (Broken Hill) با فعالیت خود در نیوکاسل ، که پس از آن در سال ۱۹۹۹ بسته شد ، وارد تولید فولاد شد. تصمیم شرکت بروکن هیل برای انتقال از سنگ معدن برای باز کردن کارخانه های فولادی در نیوکاسل با محدودیت های فنی در بازیابی ارزش حاصل از استخراج معادن سنگهای پایین سولفید پایین رسوب شد. کشف آهن سرخ و پادشاه آهن در نزدیکی ساحل غربی خلیج اسپنسر در استرالیا جنوبی همراه با توسعه توسط متالورژیست شرکت بروکن هیل از یک تکنیک برای جدا کردن سولفیدهای روی از سنگ و زمین را راه اندازی کرد تا فرآیندی عالی و ارزان برای آزادسازی مقادیر عظیم فلزات با ارزش از سنگ معدنهای سولفید ، انجام شود.

آلمان 

روهردره موقعیت عالی برای آهن و فولاد صنعت آلمان به دلیل در دسترس بودن مواد خام، ذغال سنگ، حمل و نقل، نیروی کار ماهر، بازارهای اطراف، و روحیه کارآفرینی است که به ایجاد بسیاری از شرکت های بزرگ تولیدی در نزدیک آن سبب شد ، اغلب ارتباط با معادن ذغال سنگ. در سال ۱۸۵۰ ، روور ۵۰ کار آهن با ۲،۸۱۳ کارمند تمام وقت داشت. اولین کوره مدرن در سال ۱۸۴۹ ساخته شد. ایجاد امپراتوری آلمان در سال ۱۸۷۱ انگیزه بیشتری به رشد سریع آلمان داد ، زیرا آلمان شروع به تسویه حساب خود  با کشور انگلیس كرد. از سال ۱۸۸۰ تا جنگ جهانی اول ، صنعت منطقه روهر شامل شرکت های بی شماری بود که هر یک در سطح جداگانه ای از تولید کار می کردند. شرکتهای مختلط می توانند تمام سطوح تولید را از طریق ادغام عمودی متحد کنند ، بنابراین هزینه های تولید را کاهش می دهد. پیشرفت تکنولوژی مزایای جدیدی را نیز به همراه داشت. این تحولات مرحله ایجاد نگرانی های تجاری مشترک را موجب می‌شد.

 

شرکت پیشرو فردریچ کروپ( Friedrich Krupp AG ) بود که توسط خانواده کروپ (Krupp) اداره می شد. بسیاری از شرکتهای بزرگ و خانوادگی در مقیاس بزرگ مانند Krupp به منظور انطباق با شرایط در حال تغییر و تحقق رکود اقتصادی دهه ۱۸۷۰ سازماندهی مجدد شدند و این باعث کاهش درآمد در صنعت آهن و فولاد آلمان شد. کروپ سیستم مدیریت حسابداری خود را برای مدیریت بهتر امپراتوری رو به رشد خود اصلاح کرد و یک دفتر تخصصی محاسبه و همچنین یک دفتر کنترل زمان و دستمزدها اضافه کرد. شرکت رقیب GHH به سرعت پیشرفت کرد ، همانند تیسن ای جی (Thyssen AG) ، که توسط آگوست تیسن (Agoust Thyssen) تاسیس شده است در سال ۱۸۶۷٫ آلمان در اواخر قرن نوزدهم به عنوان بزرگ ترین کشور تولید کننده فولاد در اروپا تبدیل شد ، و این بخش عمده ای از حمایت از رقابت آمریکا و انگلیس است که با تعرفه ها و کارتل ها تأمین می شد.

تا سال ۱۹۱۳ صادرات آمریكا و آلمان بر بازار جهانی فولاد مسلط شد و انگلیس به مقام سوم سقوط كرد. تولید فولاد آلمان از ۱ میلیون تن در سال ۱۸۸۵ به ۱۰ میلیون در سال ۱۹۰۵ به ۱۹ میلیون رسید و در سال ۱۹۱۸ به ۱۹ میلیون رسید. در دهه ۱۹۲۰ آلمان حدود ۱۵ میلیون تن تولید کرد ، اما تولید در سال ۱۹۳۳ به ۶ میلیون کاهش یافت. تولید فولاد در سال ۱۹۴۰ به ۲۲ میلیون تن رسید و پس از آن در سال ۱۹۴۴ تحت بمباران متفقین به ۱۸ میلیون تن رسید. ادغام چهار بنگاه بزرگ به Trust Trust آلمان (Vereinigte Stahlwerke) در سال ۱۹۲۶ در فولاد ایالات متحده مدل شد.شركت در آمریكا هدف این بود كه با وارد كردن پیشرفتهای هم زمان در یك شركت واحد ، فراتر از محدودیت های سیستم كارتل قدیم باشیم. این شرکت جدید بر منطقی سازی ساختارهای مدیریتی و نوسازی فناوری تأکید کرده است. این ساختار از یک ساختار چند بخشی استفاده کرده و از بازده سرمایه گذاری به عنوان معیار موفقیت خود استفاده می کند. این نماینده “آمریکایی شدن” صنعت فولاد آلمان بود زیرا ساختار داخلی ، روشهای مدیریت ، استفاده از فناوری و تأکید بر تولید انبوه. تفاوت اصلی در این بود که سرمایه داری مصرف کننده به عنوان یک استراتژی صنعتی برای صنعتگران فولاد آلمانی به نظر نمی رسد قابل قبول باشد.

در آهن و فولاد و صنایع دیگر ، شرکت های آلمانی از رقابت برش خورده خودداری کردند و در عوض به انجمن های صنفی اعتماد کردند. آلمان به دلیل “ذهنیت شرکتی” غالب ، سنت بوروکراتیک قوی خود و تشویق دولت یک رهبر جهانی بود. این انجمن ها رقابت را تنظیم می کردند و به شرکت های کوچک اجازه می دادند در سایه شرکت های بسیار بزرگتر فعالیت کنند.

با توجه به نیاز به بازسازی زیرساخت های بمباران شده پس از جنگ جهانی دوم ، برنامه مارشال (۱۹۷۱–۵۵۴) آلمان غربی را قادر به بازسازی و نوسازی کارخانه های خود کرد. این موضوع در سال ۱۹۴۷ میلادی ۳ میلیون فولاد ، ۱۲ میلیون در سال ۱۹۵۰ ، ۳۴ میلیون در سال ۱۹۶۰ و ۴۶ میلیون در سال ۱۹۷۰ تولید کرد. آلمان شرقی حدود ۱۰ برابر همین میزان تولید کرد.

steel-amrican

فرانسه 

صنعت آهن فرانسه در اوایل قرن ۱۹ از انگلیس و بلژیک عقب ماند و پس از ۱۸۵۰ نیز از آلمان و لوکزامبورگ عقب ماند. صنعت این شرکت بیش از حد بسیاری از شرکت های کوچک و ناکارآمد تشکیل داده است. رشد قرن بیستم قوی نبود ، بیشتر به دلیل نگرش سنتی اجتماعی و اقتصادی نسبت به عوامل جغرافیایی ذاتی ، جمعیت و یا منابع ذاتی بود. علیرغم سطح بالای درآمد ملی ، صنعت فولاد فرانسه همچنان عقب مانده است. این صنعت مبتنی بر منابع زیادی از ذغال سنگ و سنگ آهن بود و در سراسر کشور پراکنده شد. بیشترین میزان تولید در سال ۱۹۲۹ با ۱۰٫۴ میلیون تن محاسبه شد. این صنعت در دوران رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم به شدت پایین آمد می برد. رفاه تا اواسط دهه ۱۹۵۰ باز می گشت ، اما سود بیشتر ناشی از تقاضای داخلی شدید بود تا ظرفیت رقابتی. نوسازی دیرهنگام پیشرفت اتحادیه های قدرتمند و چانه زنی جمعی را به تأخیر انداخت.

منابع


نچرال متریال

وی کی پدیا

بزرگترین تولید کننده ساندویچ پانل :
  • شرکت ماموت بزرگ ترین تولید کننده ساندویچ پانل در خاورمیانه

    شرکت ماموت برندی است که در سال 1370 و در زمینی به مساحت 50 هزار متر مربع شروع به کار کرد و در چند سال اخیر به عنوان بزرگ ترین شرکت در این حوزه مشغول فعالیت است اطلاعات بیشتر لیست قیمت